ضربات سنگین ایران ؛ محاسبات آمریکا را به هم زد؛ محاسبات بولتون غلط از آب درآمد
کد خبر: ۱۰۷۴۴
تاریخ انتشار: ۰۴ آبان ۱۴۰۵ - ۱۸:۰۰

ضربات سنگین ایران ؛ محاسبات آمریکا را به هم زد؛ محاسبات بولتون غلط از آب درآمد

اندیشکده نشنال اینترست در تحلیلی راهبردی تأکید کرد ماجراجویی نظامی آمریکا علیه ایران نه تنها بازدارندگی ادعایی در شرق آسیا را تقویت نکرده، بلکه اعتبار جهانی واشنگتن را به شدت فرسوده است.

ضربات سنگین ایران ؛ محاسبات آمریکا را به هم زد؛ محاسبات بولتون غلط از آب درآمد

 ضربات مرگباری که آمریکا در غرب آسیا دریافت کرده، موجب شده است تا چین برای حمله قریب‌الوقوع به تایوان اعتماد به نفس بیشتری پیدا کند.

ماه‌ها پس از آغاز حملات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، معمای چرایی این تصمیمِ بحران‌آفرین همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد؛ به‌ویژه که برنامه هسته‌ای ایران پیش‌تر طی عملیاتی موسوم به «چکش نیمه‌شب» هدف قرار گرفته بود و آغاز این موج جدید از بمباران‌ها از منظر منطق استراتژیک توجیه عقلانی نداشت. با این حال، محافل جنگ‌طلب و چهره‌های افراطی در واشنگتن بلافاصله دست‌به‌کار شدند تا برای این ماجراجویی نظامی سرپوش تراشیده و افکار عمومی را برای درگیری‌های احتمالی آینده آماده کنند. یکی از عجیب‌ترین و در عین حال خطرناک‌ترین توجیهاتی که پس از این جنگ مطرح شد، ادعای برخی چهره‌های تندرو همچون «جان بولتون» بود؛ کسانی که با پرچمداری سیاست‌های جنگ‌طلبانه مدعی شدند ویرانی ایران می‌تواند پیامی بازدارنده برای چین در قبال مسئله تایوان ارسال کند و پکن را از هرگونه اقدام نظامی منصرف سازد.

در این میان، اندیشکده «نشنال اینترست» در تازه‌ترین تحلیل خود به کالبدشکافی این ادعاهای واهی پرداخته و با یادآوری خطاهای تاریخی آمریکا همچون توهمات مشابه دولت «ریچارد نیکسون» و «هنری کیسینجر» درباره جنگ ویتنام و حفظ اعتبار دروغین آمریکا، ثابت می‌کند که ماجراجویی نظامی در خلیج فارس نه تنها کمکی به تقویت بازدارندگی در شرق آسیا نکرده، بلکه توان واشنگتن را در مهار رقبا و اطمینان‌بخشی به متحدانش در سراسر جهان به شدت تضعیف کرده است.

متن کامل این تحلیل به شرح زیر است:

این معما که چرا آمریکا در فوریه سال جاری تصمیم به حمله به ایران گرفت، تا سال‌ها دستمایه تحلیل مورخان خواهد بود. در آن زمان، دلایل متعدد و اغلب گیج‌کننده‌ای برای این جنگ مطرح شد، اما پس از آن هیچ توضیح قانع‌کننده‌ای درباره علت آغاز جنگ منطقه‌ای ارائه نشده است. به‌ویژه با در نظر گرفتن اینکه از سوی آمریکا و اسرائیل ادعا شد که برنامه هسته‌ای ایران هشت ماه پیش از آن، در جریان «عملیات چکش نیمه‌شب» مورد هدق قرار گرفت، آغاز بمباران‌های جدید توسط ارتش‌های آمریکا و اسرائیل، منطق چندانی نداشت.

البته، این موضوع مانع از آن نشده است که جریان جنگ‌طلب در آمریکا در این فاصله زمانی، برای توجیه بمباران‌ها تلاش نکند. برای آنها به‌صرفه است که دلیلی برای این حمله بتراشند؛ به‌ویژه برای اینکه اگر مذاکرات میان واشنگتن و تهران به‌طور کامل شکست بخورد، بتوانند لزوم درگیری مجدد را به افکار عمومی آمریکا بفروشند.

یکی از عجیب‌ترین توجیهاتی که پس از وقوع جنگ مطرح شده، این ادعاست که این جنگ به ایجاد بازدارندگی در شرق آسیا کمک کرده یا خواهد کرد. بر اساس این دیدگاه، اکنون که چین مشاهده کرده آمریکا علیه یک دشمن دیگر یعنی ایران دست به اقدام نظامی قاطع زده است، از حمله به تایوان یا حمله به یکی از متحدان پیمانی آمریکا در اقیانوس آرام غربی منصرف خواهد شد.

البته، سرسخت‌ترین جنگ‌طلبان آمریکایی معتقدند که واشنگتن باوجود حمله به ایران، هنوز به اندازه کافی برای ترساندن چین تلاش نکرده است. برای نمونه، «جان بولتون» مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا اخیراً مدعی شد که حملات کوبنده به تهران، روشن‌ترین پیام برای پکن خواهد بود که نباید دست به ماجراجویی نظامی بزند. بولتون این ادعای عجیب را در ماه اوت، بیش از پنج ماه پس از آغاز جنگ منطقه‌ای ایران مطرح کرد؛ اتفاقی که نشان می‌دهد او همچنان امیدوار است جنگی که تاکنون محدود بوده، به یک جنگ تمام‌عیار با هدف تغییر حکومت در تهران تبدیل شود.

بولتون در اشتباه است. هیچ‌یک از اقداماتی که آمریکا در خلیج فارس انجام داده یا می‌تواند انجام دهد، نباید به منزله تقویت بازدارندگی در سایر مناطق جهان به‌ویژه در شرق آسیا تلقی شود. در واقع، جنگ منطقه‌ای ایران حتی موجب تضعیف توانایی آمریکا در بازداشتن دشمنان و اطمینان‌بخشی به متحدانش در سراسر جهان شده است.

البته، این تصور که درگیری در یک نقطه از جهان می‌تواند توانایی آمریکا را برای بازداشتن دشمنان در نقاط دیگر تقویت کند، موضوع جدیدی نیست. برای نمونه، همین تفکر نقش بسزایی در تصمیم آمریکا برای تداوم حضور در ویتنام داشت؛ آن هم مدت‌ها پس از آنکه مشخص شده بود پیروزی در آن جنگ دیگر ممکن نیست. «ریچارد نیکسون» رئیس‌جمهور وقت آمریکا و مشاور امنیت ملی‌اش «هنری کیسینجر»، بارها ابراز نگرانی می‌کردند که خروج از ویتنام موجب خدشه‌دار شدن اعتبار آمریکا در سایر نقاط جهان خواهد شد و می‌تواند تلاش‌ها برای مهار گسترش کمونیسم در سطح جهانی را تضعیف کند. این در حالی بود که اکثر متحدان اروپایی آمریکا در آن زمان ترجیح می‌دادند واشنگتن تمرکز خود را دوباره به منطقه «آتلانتیک شمالی» معطوف کند.

اشتراک گذاری
گزارش خطا
ارسال نظر شما
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.