بازگشت نیروهای وزیر رئیسی به بیمه دانا؛ تغییر مدیریتی یا بازسازی یک حلقه قدیمی؟
رفتوآمدهای مدیریتی در بیمه دانا وارد مرحله تازهای شده است؛ تغییراتی که بیش از آنکه صرفاً یک جابهجایی معمول مدیریتی به نظر برسد، این پرسش را ایجاد کرده که آیا قرار است بخشی از نیروهای نزدیک به وزیر اقتصاد دولت سیزدهم بار دیگر در ساختار مدیریتی این شرکت بیمهای نقش پررنگی پیدا کنند؟

به گزارش اقتصاد ازاد،بر اساس شنیدهها، با حضور ابراهیم نوروزی در هیأت عامل بیمه مرکزی به عنوان معاون توسعه و نوآوری، فرشید هادیاصل گزینه جایگزینی او در هیأتمدیره بیمه دانا خواهد بود. هادیاصل که پیشتر معاون فروش و بازاریابی بیمه دانا بود، اخیراً از این سمت کنار گذاشته شده بود.
اما ماجرا به همینجا ختم نمیشود.
گفته میشود وحیدرضا باختری نیز از ترکیب هیأتمدیره کنار خواهد رفت و امینالله پهلوانی جایگزین او میشود؛ فردی که سابقه حضور در معاونت توسعه و برنامهریزی و بازاریابی بیمه دانا را در کارنامه دارد و بنا بر سوابق منتشرشده، سابقه ریاست هیأتمدیره شرکت سرمایهگذاری و معاونت مالی، اداری و پشتیبانی بیمه دانا را نیز داشته است. در عین حال، پهلوانی از سوی برخی محافل به عنوان فردی نزدیک به احسان خاندوزی، وزیر اقتصاد دولت سیزدهم معرفی میشود.
آیا حلقه مدیریتی دولت قبل دوباره در حال شکلگیری است؟
اگر این جابهجاییها نهایی شود، یک سؤال جدی پیش روی سهامداران و ناظران صنعت بیمه قرار میگیرد:
آیا بیمه دانا در حال تجربه یک پوستاندازی مدیریتی است یا شاهد بازگشت تدریجی نیروهای مدیریتی نزدیک به تیم اقتصادی دولت قبل هستیم؟
این پرسش از آن جهت اهمیت دارد که بیمه دانا یک شرکت معمولی نیست؛ شرکتی با جایگاه قابل توجه در بازار بیمه که تصمیمات مدیریتی آن میتواند بر منافع سهامداران، شبکه فروش، کارکنان و میلیونها بیمهشده اثرگذار باشد.
نکته قابل تأمل آنجاست که همزمان با مطرح شدن نام پهلوانی، بحث افزایش حضور افراد نزدیک به خاندوزی در صنعت بیمه نیز دوباره مطرح شده است. بنابراین نمیتوان این تغییرات را صرفاً در چارچوب «جابهجایی چند مدیر» خلاصه کرد.
معیار انتخاب مدیران؛ تخصص یا روابط مدیریتی؟
مسئله اصلی البته شخص افراد نیست؛ مسئله، سازوکار انتخاب آنهاست.
اگر مدیران جدید بر اساس تخصص بیمهای، سابقه حرفهای، توانایی مدیریتی، عملکرد مالی و برنامه روشن برای آینده بیمه دانا انتخاب میشوند، بازگشت مدیران سابق به خودی خود ایرادی ندارد.
اما اگر قرار باشد تغییرات مدیریتی به ابزاری برای بازگرداندن حلقههای مدیریتی دولتهای گذشته تبدیل شود، این اتفاق میتواند یک علامت هشدار جدی برای سهامداران باشد.
بیمه دانا بیش از آنکه به «سهمیههای مدیریتی» نیاز داشته باشد، به مدیرانی نیاز دارد که بتوانند درباره عملکرد خود در برابر سهامداران و افکار عمومی پاسخگو باشند.
یک نگرانی جدیتر
پیشتر نیز درباره اهمیت ترکیب مدیریتی بیمه دانا و ضرورت استفاده از مدیرانی با تجربه حرفهای و قابل دفاع در شرکتهای بزرگ تأکید شده بود. با این حال، تغییرات مطرحشده اخیر این نگرانی را ایجاد کرده که فاصله میان شعار «مدیریت حرفهای» و آنچه در عمل در حال شکلگیری است، ممکن است افزایش یابد.
از سوی دیگر، شنیده میشود که ابوالفضل آقادادی، مدیرعامل بیمه دانا نیز ممکن است بهزودی از این شرکت جدا شود؛ موضوعی که در صورت تحقق، ابعاد این تغییرات مدیریتی را بسیار گستردهتر خواهد کرد.
بیمه دانا؛ محل آزمون مدیران سیاسی؟
اکنون مهمترین پرسش این نیست که چه کسی جای چه کسی مینشیند؛ پرسش این است که چه معیاری برای انتخاب مدیران بیمه دانا تعیین شده است؟
اگر پاسخ، «تخصص و کارآمدی» است، باید رزومه، عملکرد و برنامه مدیران جدید شفاف و قابل ارزیابی باشد.
اما اگر قرار است با تغییر دولتها، همان شبکههای مدیریتی نیز میان شرکتهای بزرگ اقتصادی دستبهدست شوند، دیگر نمیتوان این فرآیند را صرفاً یک «تغییر مدیریتی» نامید.
در چنین شرایطی، بازگشت چهرههای سابق و افراد منتسب به جریان مدیریتی دولت سیزدهم به بیمه دانا میتواند این تصور را تقویت کند که برخی حلقههای مدیریتی، حتی با تغییر دولتها نیز راه خود را به ساختار شرکتهای بزرگ اقتصادی باز میکنند.
و این دقیقاً همان نقطهای است که باید از نهادهای ناظر و سهامداران پرسید:
آیا بیمه دانا در حال انتخاب مدیران حرفهای برای آینده است، یا شاهد بازگشت تدریجی نیروهای دولت رئیسی به یک شرکت بزرگ بیمهای هستیم؟
پاسخ به این سؤال، نه در شعارهای مدیریتی، بلکه در ترکیب نهایی هیأتمدیره، سوابق افراد منصوبشده و عملکرد آنها مشخص خواهد شد.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.