نقدی بر یادداشت «چرا بعضی شرکتها دوباره اوج میگیرند؟»
رسول خرم:یادداشت آقای حجت بهاریفر مدیرعامل شرکت بیمه حکمت صبا از منظر ادبیات مدیریت، متنی روان و مبتنی بر مفاهیمی شناختهشده مانند اعتماد، سرمایه انسانی، برند و رهبری سازمانی است؛ اما مهمترین ضعف آن، کلیگویی و فاصله گرفتن از واقعیتهای اجرایی و شاخصهای قابل سنجش است.
یادداشت آقای حجت بهاریفر مدیرعامل شرکت بیمه حکمت صبا از منظر ادبیات مدیریت، متنی روان و مبتنی بر مفاهیمی شناختهشده مانند اعتماد، سرمایه انسانی، برند و رهبری سازمانی است؛ اما مهمترین ضعف آن، کلیگویی و فاصله گرفتن از واقعیتهای اجرایی و شاخصهای قابل سنجش است.
بر اساس نقدی بر یادداشت «چرا بعضی شرکتها دوباره اوج میگیرند؟»، نخست آنکه در این یادداشت، از «اعتماد» به عنوان مهمترین سرمایه سازمان نام برده میشود، اما توضیح داده نمیشود که این اعتماد چگونه از بین میرود و مهمتر از آن چگونه باید بازسازی شود. اعتماد سازمانی صرفاً با بیان شعارهای مدیریتی احیا نمیشود؛ بلکه نیازمند شفافیت مالی، پاسخگویی مدیران، اصلاح فرآیندهای ناکارآمد و پذیرش مسئولیت خطاهاست.
دوم، تأکید بر «سرمایه انسانی» زمانی اعتبار بیشتری پیدا میکند که با نمونههای عملی همراه باشد. در بسیاری از سازمانها، از جمله شرکتهای بیمه، صحبت از شایستهسالاری و توانمندسازی کارکنان فراوان است، اما در عمل انتصابات غیرتخصصی، مهاجرت نیروهای توانمند و ضعف نظام ارزیابی عملکرد همچنان چالشهای جدی محسوب میشوند. بنابراین صرف اشاره به سرمایه انسانی بدون پرداختن به موانع واقعی، بیشتر به یک توصیه عمومی شباهت دارد.
سوم، موضوع «بازسازی برند» نیز در یادداشت بهدرستی مطرح شده اما رابطه آن با عملکرد واقعی شرکتها کمتر مورد توجه قرار گرفته است. برند زمانی ترمیم میشود که مشتری بهبود ملموس در کیفیت خدمات، سرعت پرداخت خسارت، پاسخگویی و تجربه مشتری را احساس کند، نه صرفاً با تبلیغات و کمپینهای رسانهای.
نکته دیگر آن است که یادداشت از عوامل ساختاری و محیطی مؤثر بر موفقیت یا شکست سازمانها غفلت کرده است. در صنعت بیمه، متغیرهایی مانند مقرراتگذاری، نرخگذاری دستوری، وضعیت اقتصادی کشور، تورم و رقابت بازار، نقش تعیینکنندهای در عملکرد شرکتها دارند و نمیتوان همه موفقیتها یا ناکامیها را صرفاً به فرهنگ سازمانی و رهبری نسبت داد.
در مجموع، این یادداشت اگرچه حاوی گزارههای صحیح و پذیرفتهشده در مدیریت است، اما بیش از آنکه یک تحلیل کاربردی از علل بازگشت شرکتها به اوج باشد، مجموعهای از توصیههای عمومی مدیریتی است که بدون ارائه مصادیق، آمار، تجربههای واقعی یا راهکارهای اجرایی، نمیتواند پاسخ روشنی به پرسش اصلی خود بدهد. موفقیت سازمانها نه فقط با تکرار مفاهیمی چون اعتماد و سرمایه انسانی، بلکه با تبدیل این مفاهیم به اقدامات قابل اندازهگیری و نتایج ملموس حاصل میشود.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.